على ربانى گلپايگانى
154
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
مىورزيدند و هرگونه بحث و تفكر عقلى را ممنوع مىدانستند ، گروهى ديگر در پى آن بودند كه همهى معارف و احكام را با عقل خود اثبات يا تبيين كنند . اهل حديث نمايندهى روش نخست ، و معتزله نمايندهى روش دوم بودند . در اين ميان اهل بيت عليهم السّلام روش ميانهاى را برگزيده و ديگران را از هرگونه افراط و تفريط برحذر مىداشتند . امام على عليه السّلام در مورد جايگاه عقل در شناخت خداوند فرموده است : « لم يطلع العقول على تحديد صفته و لم يحجبها عن واجب معرفته » « 1 » ؛ عقلها را بر درك كنه صفت خويش آگاه نساخته است ، و از معرفت واجب خويش محروم ننموده است . از ديدگاه اهل بيت عليهم السّلام عقل در شناخت اصول و مبادى دين ، هم در حوزهى جهانبينى و هم در حوزهى ايدئولوژى توانا و خودكفاست ، ولى در تفاصيل احكام الهى به رهنمودهاى و حيانى نيازمند است . بر اين اساس عقل و وحى دو حجّت خداوند بر بندگان به شمار آمده است . امام كاظم عليه السّلام فرموده است : « انّ للّه على النّاس حجّتين : حجةّ ظاهرة و حجّة باطنة ، امّا الظاهرة فالرّسل و الانبياء و الأئمة و امّا الباطنة فالعقول » . « 2 » در مكتب اهل بيت عليهم السّلام عقل و وحى مكمّل يكديگرند . از يك سو ، پيامبران با رهنمودهاى وحيانى خود عقول بشر را بارور و شكوفا مىسازند ، و از سوى ديگر ، عقول بشر حجتهاى الهى را تحكيم و تأييد مىكنند . امام على عليه السّلام يكى از اهداف
--> ( 1 ) . نهج البلاغة ، خطبهى 49 . ( 2 ) . اصول كافى : 1 / 13 ، كتاب العقل و الجهل ، حديث 12 .